

دختر پیغمبر نالان در بستر افتاد. در مدت بیمارى او،از آن مردان جان بر كف،از آن مسلمانان آماده در صف،از آنان كه هر چه داشتند از بركت پدر او بود،چند تن او را دلدارى دادند و یا بدیدنش رفتند؟هیچكس!جز یك دو تن از محرومان و ستمدیدگان چون بلال و سلمان.
در این بیمارى بود كه دو تن صحابى پیغمبر ابو بكر و عمر خواستار دیدار او شدند.اما دختر پیغمبر رخصت این دیدار را نمىداد.على (ع) گفت من پذیرفتهام كه تو بآنان اجازت ملاقات دهى.فاطمه گفتحال كه چنین ستخانه خانه تو است
دختر پیغمبر بآنان گفت نشنیدید كه پدرم فرمود فاطمه پاره تن من است هر كه او را بیازارد مرا آزرده است؟گفتند چنین است!فاطمه گفتشما مرا آزردید و من از شما ناخشنودم
از او مي پرسند:
-دختر پیغمبر چگونهاى؟با بیمارى چه مىكنى؟
-بخدا دنیاى شما را دوست نمىدارم و از مردان شما بیزارم!درون و برونشان را آزمودم و از آنچه كردند ناخشنودم!چون تیغ زنگار خورده نابرا،و گاه پیش روى واپس گرا،و خداوندان اندیشهاى تیره و نارسایند.خشم خدا را بخود خریدند و در آتش دوزخ جاویدند
ناچار كار را بدانها واگذار،و ننگ عدالت كشى را بر ایشان بار كردم نفرین بر این مكاران و دور بوند از رحمتحق این ستمكاران.
واى بر آنان.چرا نگذاشتند حق در مركز خود قرار یابد؟و خلافتبر پایههاى نبوت استوار ماند؟
آنجا كه فرود آمد نگاه جبرئیل امین است.و بر عهده على كه عالم بامور دنیا و دین است.به یقین كارى كه كردند خسرانى مبین است.بخدا على را نه پسندیدند،چون سوزش تیغ او را چشیدند و پایدارى او را دیدند.دیدند كه چگونه بر آنان مىتازد و با دشمنان خدا نمىسازد
بخدا سوگند،اگر پاى در میان مىنهادند،و على را بر كارى كه پیغمبر بعهده او نهاد مىگذاردند،آسان آسان ایشان را براه راست مىبرد.و حق هر یك را بدو مىسپرد،چنانكه كسى زیانى نبیند و هر كس میوه آنچه كشته است بچیند.تشنگان عدالت از چشمه معدلت او سیر و زبونان در پناه صولت او دلیر مىگشتند.اگر چنین مىكردند درهاى رحمت از زمین و آسمان بروى آنان مىگشود. اما نكردند و بزودى خدا به كیفر آنچه كردند آنانرا عذاب خواهد فرمود. بیایید!و بشنوید!:
شگفتا!روزگار چه ابو العجبها در پس پرده دارد و چه بازیچهها یكى از پس دیگرى برون مىآرد.راستى مردان شما چرا چنین كردند؟و چه عذرى آوردند؟دوست نمایانى غدار.در حق دوستان ستمكار و سرانجام به كیفر ستمكارى خویش گرفتار.سر را گذاشته به دم چسبیدند.پى عامى رفتند و از عالم نپرسیدند.نفرین بر مردمى نادان كه تبهكارند.و تبه كارى خود را نیكوكارى مىپندارند
واى بر آنان.آیا آنكه مردم را براه راست مىخواند،سزاوار پیروى است،یا آنكه خود راه را نمىداند؟در این باره چگونه داورى مىكنید؟ .
بخدایتان سوگند،آنچه نباید بكنند كردند.نواها ساز و فتنهها آغاز شد.حال لختى بپایند!تا بخود آیند،و ببینند چه آشوبى خیزد و چه خونها بریزد!شهد زندگى در كامها شرنگ و جهان پهناور بر همگان تنگ گردد.آنروز زیانكاران را باد در دست است و آیندگان بگناه رفتگان گرفتار و پاى بست
اكنون آماده باشید!كه گرد بلا انگیخته شد و تیغ خشم خدا از نیام انتقام آهیخته.شما را نگذارد تا دمار از روزگارتان بر آرد،آنگاه دریغ سودى ندارد.
جمع شما را بپراكند و بیخ و بنتان را بر كند.دریغا كه دیده حقیقتبین ندارید.بر ما هم تاوانى نیست كه داشتن حق را ناخوش مىدارید.
این سخنان كه در آن روز درد دل و گله و شكوه بانوئى داغدیده و ستمدیده مىنمود،بحقیقت اعلام خطرى بود.خطرى كه نه تنها مهاجر و انصار،بلكه رژیم حكومت و آینده نظام اسلامى را تهدید مىكرد.
دیرى نگذشت كه آنچه دختر پیغمبر در بستر بیمارى و نیز روزهاى پیش در جمع مسلمانان از آن خبر داد،و مردم را از پایان آن ترساند تحقق یافت.آنروز گفتند پیمبرى و رهبرى نباید در یك خاندان بماند.گفتند قریش،این تیره خودخواه و برترىجو،باید همچنان مهترى كند.آنروز پایان كار را نمىدیدند.ندانستند كه مهترى از قریش به خاندان امیه و سپس بفرزندان ابو سفیان و تیره حكم بن عاص و مروانیان مىرسد،ندانستند كه تند باد این تصمیم عجولانه گردى را كه بر روى اخگر سوزان دشمنى دیرینه عراقى و شامى انباشته استبه یكسو خواهد زد.ندانستند كه همچشمى قحطانى و عدنانى از نو آغاز مىشود،دو گروه برابر هم خواهند ایستاد و خلیفههائى جان خود را در این راه خواهند داد و سرانجام آتشى سر مىزند كه سراسر شرق و سپس حجاز و شام و مغرب اسلامى را فرا گیرد.كه
«ان الله لا یغیر ما بقوم حتى یغیروا ما بانفسهم»
خدايا چگونه رنجهاي مادرمون رو فراموش كنيم؟ چگونه با اين قوم برادر باشيم؟ چطور سيلي بانوي بزرگ شيعه رو مي شه از ياد برد؟ چطور رنج امام حسن(ع) در موقع زدن سيلي به مادر رو مي شه فراموش كرد؟ خدايا در سوخته از يادمون نمي ره. خدايا خون دلهاي زهرا و علي روي دل تك تك شيعه ها از بچه گي نقش مي بنده. از شنيدن همون يا حسين اول. خدايا فرق شكافته فراموشمون نمي شه. مظلوميت حسن(ع) و تشت زهر و حمله به تابوتش هميشه تو ذهنمونه. خدايا واقعه ي عاشورا كه جگر همه رو سوزونده. و اين قصه سر دراز دارد. تا غيبت آقامون امام زمان. خدايا اين بغض با برادري چطور جمع مي شه؟؟؟؟؟؟؟؟؟


شهادت مظلومانه ي بانوي بزرگوار شيعه حضرت زهرا (س) رو به همه تسليت مي گم.![]()
سماعه به نقل از امام صادق(ع) گفت كه آن حضرت از امام علي(ع) فرمود:" همانا در كتاب علي(ع) آمده است كه همانا سخت ترين مردم از لحاظ بلا پيغمبران اند. سپس جانشينان آن ها. پس نيكوكارتران و نيكوكارتران؛ و همانا اين گونه است كه مؤمن به اندازه كارهاي نيكويش مبتلا مي گردد. پس هر كس كه دين او درست و كار او نيكو باشد، بلاي او هم سخت خواهد گرديد، و اين بدان خاطر است كه خداوند متعال دنيا را نه ثوابي از براي مؤمن قرار داده و نه مجازاتي براي كافر؛ و كسي كه دينش اندك و عقلش ضعيف است، بلاي او هم اندك خواهد بود، و همانا سرعت بلا به سوي مؤمن پرهيزكار تندتر از باران به سوي آرامگاه زمين است."
امام صادق(ع) فرمود:" حتمي است براي مردم كه خالص شوند و امتحان گردند و از يكديگر تميز داده شوند و غربال گردند و مردمان بسياري در غربال استخراج شوند."
زندگي تكرار لحظه هاست، تكرار اشتباه، و گاه تكرار تجربه هاي تلخ. چون زندگي پره از تكرار امتحان. امتحاناي سخت الهي. خدايا از همه ي اين ها به تو پناه مي برم. به تو كه تنها تكيه گاهم هستي.